شهید علمی فرمانده سپاه پاسداران نقده

شهیدی به نام من
شهید علمی فرمانده سپاه پاسداران نقده
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۵ ارديبهشت ۹۳، ۰۰:۳۲ - ن. علمی نیک
    احسنت
نویسندگان

زندگی نامه4

سه شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۲۳ ب.ظ

وقتی که بعد از سالها تحصیل در غربت به وطن بازگشت شروع به ساختن خانه ای کرد تا همسر و 3فرزندش در انجا ارام گیرند و این خانه بجز اشیانه مهر و محبت این خانواده کوچک محل امن همه ی خواهران و برادرانش شده بئد که در روستا های اطراف نقده ساکن بودند.

خواهرزاده هایش که اکثرا به خاطر دور بدن از شهر و مشکلات رفت و امد مجبور به ترک تحصیل میشدند اورا به فکر واداشته بود تا اینکه اعلام کرد خانه ما اختیار هر کسی که بخواهد درس بخواند اتدا محمدرضا خواهر زاه اش برای خواندن اول راهنمایی به خانه انها امد و دایی گوشه ای از اتاق خودش را مخصوص مطالعه و سکونت او اعلام کرد و قانون خانواده اعم از یاالله گفتن را به محمدرضا و رعایت حجاب را به دخترانش توضیح داد.بعد ها دختر خواهر دیگر مقدسه نیز به این جمع دانشجو اضافه شد و او نیز در کنار علم و دانش دین و اخلاق و نماز و حجاب را از دایی مهربانش فرا میگرفت.روزهایی که به عنوان فرمانده سپاه اتوببیل شخصی در اختیارش قرار داده بودند گاهی که یکی از بچه ه مدرسه اش دیر شده بود شهید در مقابل تقاضا ی او برای رساندنش به مدرسه از ماشین شخصی استفاده نمیکرد و بلکه با تاکسی دخترش را تا نزدیکی مدرسه همراهی میکرد ولی تا درب مدرسه همراهی نمیکرد مبادا کسانی که امکان استفاده از تاکسی را نداشتند به حال او حسرت بخورند.

ادامه دارد...

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۴/۰۶/۳۱
  • ۱۴۷ نمایش

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">